تبليغاتX
در جستجو عشق
co

آلبوم جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی علی عبدالمالکی با نام خدا نشناس با 2 کیفیت

این آلبوم کاندیدای یکی از بهترین آلبومهای سال 86 می باشد

 

 

کیفیت 128 MP3

چشمهای من

جونم واست بگه

اون روزا که میشناختمت

فقط 7 روز

خدا نشناس

دِلکم

یادت رفت

نبض جسد

 

کیفیت OGG

چشمهای من

جونم واست بگه

اون روزا که میشناختمت

فقط 7 روز

خدا نشناس

دِلکم

یادت رفت

نبض جسد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:32  توسط امین  | 

 عمرا" اگه دخترای ایرونی جنبه این جور شوخی ها رو داشته باشند

 

دانلود                              

 

 

 

***************************************************************

اجرا شده توسط دو دختر خلاق ایرانی

خیلی جالب و باحال

دانلود

 

 

***************************************************************

مصاحبه با دختران و پسران هم جنث باز در ایران

خودم سانسورش کردم

ضمنا" آدرس اون کافی شاپ رو بلدم ولی بهتون نمی گم

دانلود

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 22:26  توسط امین  | 

پريشاني

تیره می گردد ز بخت خام ما
سر کشد گر آفتاب از بام ما
معنی آه گرفتاران ببین
می کند مشق پریدن دام ما
ما گذشتیم از چمن چون صبح و ماند
در دِماغ غنچه بوی گام ما
آنچه در کار دو عالم کرده اند
می توان خواند از سواد جام ما
منزلت بین صبح دولت می برد
کاسه ی در یوزه پیش شام ما
حاصلی غیر از پریشانی نداشت
سبزه ای رویید گر از بام ما

خواب راحت

دست قدرت دارم اما بی نصیب از زور خویش
شمع را هرگز نباشد بهره ای از نور خویش
نیست شرط ناتوانی گر کمر خم کرده ایم
دارد اندر آستین، شمشیر دست زور خویش
ذره ای نقش کدورت نیست بر لوح دلم
گشته ام چون خرمن خورشید غرق نور خویش
مرگ خواب راحت است آشفتگان خاک را
بر ندارم سر به سودای بهشت از گور خویش
تهران 1339

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 13:5  توسط امین  | 

بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار

برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار

براه عاشقی بردن به خنجر دل سپر کردن
واسه هرکی که آسون نیست
برای جاودان بودن واسه عاشق دیگه راهی
بجز دل کندن از جون نیست
بزن تا بخونم همینو میتونم
برای کوچه غمگینم برای خونه غمگینم
برای تو برای من برای هر کی مثل ما
داره میخونه غمگینم
بزن تار همیشه با منو از من قدیمی تر
واسه اونکه تو کار عاشقی میمونه غمگینم
بزن تار که امشب باز دلم از دنیا گرفته
بزن تار و بزن تار
بزن تا بخونم با تو آواز بی خریدار
بزن تار و بزن تار
بزن تار و بزن تار
بزن تار و بزن تار
بزن تار و بزن تار
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:29  توسط امین  | 

بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته است
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم در خون بیابان است
بیابان، خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم عرق می ریزدش آهسته
از هر بند
***
 بیابان را سراسر مه گرفته است می گوید به خود عابر
 سگان قریه خاموشند
 در شولای مه پنهان، به خانه می رسم گل کو نمی داند مرا ناگاه
در درگاه می بیند به چشمش قطره
اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:
 بیابان را سراسر مه گرفته است... با خود فکر می کردم که مه، گر
همچنان تا صبح می پائید مردان جسور از
خفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می گشتند
***
بیابان را
سراسر
مه گرفته است
چراغ قریه پنهانست، موجی گرم در خون بیابان است
بیابان، خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیان گرم مه عرق می ریزدش
آهسته از هر بند...
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:57  توسط امین  | 

مشرق عشق

در مشرق عشق دشت خورشید تویی
در باغ نگاه یاس امید تویی
 در بین هزار پونه آن کس که مرا
چون روح نسیم زود فهمید تویی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:6  توسط امین  | 

 حسرت داشتن تو

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه
 حسرت داشتن تو ،‌پیر شده ، عینک می زنه
 صورتم سرخ شده بود ،‌اما حالا کبود شده
 جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه
 اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست
 منو می بینه یه وقت ، دوباره چشمک می زنه
 یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟
 هنوزم کامپیوتر داره برام تک می زنه
حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم
 مث تو کی آدمو جای عروسک می زنه ؟
 دیشب از خواب پریدم خوب شد ، آخه دیدم یکی
داره به ماشین تو ، هی گل میخک می زنه
 تو که تنها نبودی ،‌یکی پیشت نشسته بود
 بگذریم این دل من همیشه با شک می زنه
 اونی که بهم می گفت دوست دارم دوسم نداشت
 دیده بودم واسه ی دختره سوتک می زنه
باورت می شه هنوز عاشقتم اون روز خوب
 دل هنوز واست « تولدت مبارک » می زنه
 تو زیاد دوسم نداشتی ، خوب مقصر نبودی
 کی میاد امضا زیر قول یه کودک می زنه ؟
 نه که بچه ها بدن ،‌ پک و زلاله قلبشون
 ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک می زنه
 فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله
 میره آسمون ، خودش رو جای لک لک می زنه
 دختر همسایه مون ، نمی دونه دوس نداری
 داره دور قاب عکست گل و پولک می زنه
نه که فکر کنی به تو نظر داره ، می کشمش
 مثلا داره رو زخمام گل پیچک می زنه
 کارش این نیس ، طفلکی شب تا سپیده می شینه
 گل و بوته و شکوفه روی قلک می زنه
 راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو می گم
 نمی گم گوشای رؤیام دیگه سمعک می زنه
 جز واسه نوار تو که توش صدای نازته
 به نفس هام طعم عطر سیب قندک می زنه
 نامه مو جواب نده ،‌دوسم نداشته باش ولی
 نذا اصلا نزنه قلبی که اندک می زنه
 پیش هیچ کسی نرو ، حلقه دس کسی نکن
 چون گناهه ، من هنوز دلم برات لک می زنه

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:4  توسط امین  | 

خواب کودکی

در خوابهای کودکی ام
هر شب طنین سو قطاری
از ایستگاه می گذرد
دنباله ی قطار
انگار هیچ گاه به پایان نمی رسد
انگار
بیش از هزار پنجره دارد
و در تمام پنجره هایش
تنها تویی که دست تکان می دهی
آنگاه
در چارچوب پنجره ها
شب شعله می کشد
با دود گیسوان تو در باد
در امتداد راه مه آلود
در دود
دود
دود ...

***********************************

یادداشت های گم شده

پس کجاست ؟
چند بار
خرت و پرت های کیف بادکرده را
زیر و رو کنم :
پوشه ی مدارک اداری و گزارش اضافه کار و کسر کار
کارتهای اعتبار
کارت های دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا
برگه ی حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه ی معرفی
برگه ی رسید قسط های وام
قسط های تا همیشه ناتمام...
پس کجاست ؟
چند بار
جیب های پاره پوره را
پشت و رو کنم :
چند تا بلیت تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
چند سکه ی سیاه
صورت خرید خوارو بار
صورت خرید جنس های خانگی ...
پس کجاست ؟
یادداشت های درد جاودانگی ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:6  توسط امین  |